ترسان مباشید

انجیل متی ۲۲:۱۴-۳۳

این روزها همه ما در روزهای بسیار سختی از هر جهت به سر میبریم. و هر روز هزاران نفر جان خود را بخاطر این بیماری از دست میدهند. طوفانی است که بر قایق زندگی ما آمده. در این داستان میبینیم که عیسی مسیح شاگردان را تنها با قایق میفرستد و خودش به تنهایی برای عبادت به خلوت میرود. او میدانست چه اتفاقی قرار است رخ بدهد و میخواست شاگردانش از این آزمایش عبور کنند تا درسهایی عملی به آنها بیاموزد.

بیایید نگاهی به شاگردان بیندازیم تا ببینیم در آن موقع در قایق در چه حالتی بودند

۱.ترس از مرگ. قایق شاگردان گرفتار باد مخالف بود که باعث میشد نتوانند به جلو بروند، از ساحل نیز دور شوند و وسط دریا سرگردان بمانند و هرلحظه نیز امکان غرق شدنشان وجود داشت.

۲.خستگی و کلافگی. در مرقس میخوانیم که شاگردان آنقدر پارو زده و تلاش کرده بودند و به جایی نرسیده بودند، خسته و ناتوان شده بودند. نفس آنها بریده بود

۳.سرگردانی و بلاتکلیفی. آنها در تاریکی شب بودند و نمیتوانستند موقعیت خود را بسنجند و ببینند چقدر از ساحل دور شده اند یا به کجا میروند. در این تاریکی هیچ چیزی نمیدیدند و اطراف آنها کاملا تاریک بود و کاملا سرگردان بودند

۴.شک و تردید. باوجود اینکه عیسی مسیح را دیدند که از دور مسلط بر امواج و طوفانها به طرف آنها می آید از ترس فریاد زدند چون فکر کردند دچار توهم شده و شبهی میبینند. گرفتاری بسیاری از ما مسیحیان این است که با عیسی شبه گونه روبرو هستیم و نه عیسی واقعی و زنده که مسلط بر تمام طوفانهای زندگی است. هنوز شناخت آنها از مسیح ناقص بود. امروز ما در زندگی عیسی مسیح را چگونه میبینیم؟ آیا به صورت واقعی میبینیم؟ آیا عیسی برای ما همان است که دیروز و امروز و تا ابد همان است؟ یا فکر میکنیم اینها فقط خیالات است. واقعی بودن حضور مسیح برای ما چقدر روشن است؟

اما ما در طوفانها چه شناختی از عیسی مسیح پیدا میکنیم:

۱.عیسی بر تمام بحرانهای زندگی ما تسلط کامل دارد. همانطور که در آیه ۲۵ میخوانیم روی موجها میخرامید و بر دریا تسلط داشت

۲.عیسی به موقع به داد ما میرسد. او مددکاری ست که در تنگیها فورا یافت میشود

۳.عیسی ما را تسلی میدهد. همانطور که به شاگردان گفت دل قوی دارید، من هستم ترسان مباشید

۴.عیسی ما را شریک اقتدار خود میکند. همانطور که به پطرس گفت بیا

۵.عیسی به هنگام سقوط دست ما را میگیرد. همانطور که پطرس از قایق بیرون آمد پایش را روی آب گذاشت و وقتی نگاهش را از عیسی برداشت و پایین رفت، عیسی دست او را گرفت و او را از آب بیرون کشید

او آمده تا دست افتادگان را بگیرد و برخیزاند