جلسه بیست و یکم : تنها تسلی ما در حیات و مرگ

پسر انسان در بین ما

اعتقادنامهای با عنوان «اعتقادنامهی هایدلبرگ» که درقرن شانزدهم در آلمان نوشته شد در سنت کلیسای اصلاحات اعتقادنامهی محبوبی است. نخستین پرسش که در این اعتقادنامه مطرح میشود اینست: یگانه تسلی ما در زندگی و مرگ چیست؟

پاسخ اعتقادنامهی هایدلبرگ: من با بدن و جان چه در زندگی و چه مرگ دیگر از آن خود نیستم بلکه به منجی وفادارم عیسی مسیح تعلق دارم. که به خون ارزشمندش بطور کامل تاوان همهی گناهان مرا پرداخت و مرا از تمام قدرت شریر آزاد ساخت و بدین ترتیب از من محافظت میکند که بدون ارادهی پدر آسمانی من مویی از سرم نخواهد افتاد، بدرستی که همهی چیزها باید در خدمت نجات من باشد و از این رو او با روحالقدس خود همچنین حیات ابدی مرا تضمین میکند و مرا مشتاق راستین و آمادهای میکند تا بعد از این برای او زندگی کنم.

اینکه من متعلق به مسیح هستم تنها تسلی من در حیات و مرگ است. جسم و جان و روح من متعلق به مسیح است. و خدا میخواهد از تمام اتفاقات خوب و بد این دنیا استفاده کند تا ارادهی نیکوی خود را در زندگی من به تحقق برساند. برای اینکه من به شباهت عیسی مسیح دربیایم. اینکه ابدیت زیر حاکمیت خداوند تضمین شده است، تسلی من در حیات و مرگ است و نه اقتصاد و صنعت و تکنولوژی و جایگاه اجتماعی و موقعیت جغرافیایی و غیره.

در این طوفانهای این دنیا خوب است به یاد بیاوریم که روی ملکوت این دنیا و وعدههای این دنیا حساب باز نکنیم و از جفاها در این دنیا نترسیم و نا امید نشویم بلکه چشمان ما به عیسی مسیح و دستان امن او باشد

در قرن نخست میلادی که امپراطوری رُم بسیار قدرتمند است و امپراطور ادعا میکند ابدی، خداوند و نجات دهنده است، شمشیر رُم، ثروت رُم حرف و آخر را میزند، و مسیحیان اقلیتی تحت جفا بوده و هیچگونه نفوذ و مقام اجتماعی ندارند و برخی از آنها نیز وسوسه شدهاند و نسبت به راستی و حقانیت خدا دچار شبهه شدهاند و برخی دیگر در سختی و جفا با نا امیدی کلنجار میرند. در چنین شرایطی یوحنا این پیام را به کلیساها در استان آسیا مینویسد: مکاشفه باب۱ از آیه۱۲

با این تصویر سازی کلام خدا پیام مهمی برای ما دارد، اینکه کلیسا جاییست که نور خدا باید از آن به دنیا بتابد. گرچه باید با حکمت با خطرها روبرو شویم اما ما مسیحیان نباید در ترس و وحشت زندگی کنیم، چون امید ما عیسی مسیح است که مرد و زنده شد و حیات ما را تضمین کرد.

کلیسا با تمام ضعفهایی که دارد برای دامادِ این عروس ارزشمند است.

در خطرها و بالا و پائینیهای کلیسا، در جفاها و سختیها مسیح در میان ما حاضر است و همچون تصویری که در این قسمت از کتاب مکاشفه میبینیم پسر انسان بین چراغ دانهایش راه میرود

مسیح، پسر انسان همان خداوندیست که در کتاب دانیال نبی وعده داده شده است که روزی تمام قومها او را ستایش خواهند کرد و ملکوتش را بطور کامل روی زمین برقرار خواهد کرد.

کاهن اعظم ما کسی نیست که نتوانند با ما همدردی کند بلکه از هر حیث همچون ما وسوسه شده است بدون اینکه گناه کند. پس آزادانه به تخت فیض نزدیک شویم تا رحمت بیابیم و فیضی را حاصل کنیم که بههنگام نیاز یاریمان کند