جلسه پنجاه و ششم: خدا در پی گمشدگان

در انجیل لوقا فصل۱۹ آیات۱-۱۰ می‌خوانیم زکا مردی کوتاه قامت بود که از درختی بالا می‌رود تا بتواند عیسی را ببیند.

او خود را در موقعیتی قرار می‌دهد که شاید هرکسی این کار را انجام ندهد!

اینجا با شخصی که شغل او خراجگیری بود روبرو هستیم که از دید یک یهودی برای دشمن کار میکند و جزو منفورترین افراد جامعه بود و نه تنها خراجگیر بلکه رئیس خراجگیران هست. بر اساس کلام خدا او ثروتمند و توانگر بود. با اینکه او همه‌چیز دارد و ثروتمند است اما می‌داند که یک چیز را ندارد! او می‌خواهد ببیند عیسی کیست؟

او نه فقط می‌خواست عیسی را ببیند بلکه می‌خواست بداند او کیست و برای این منظور تلاش می‌کند.

کوتاهی قامت زکا که باعث می‌شد نتواند عیسی را از میان جمعیت ببیند تصویریست از مانعی که میان انسان‌ها وخدا فاصله انداخته است، گناه.

اشتیاق او برای ملاقات عیسی مسیح باعث می‌شود او حتی خودش را جلوی جمعیت خوار کند، او که شخص مهمی بود از یک درخت بالا می‌رود که احتمالا مورد تمسخر بسیاری هم قرار گرفت!

آیا ما نیز همچون زکا حاضریم برای ملاقات با عیسی و شناختن او بها بپردازیم؟

اگر چه زکا بود که در جستجوی عیسی مسیح بود اما از طرفی دیگر عیسی را می‌بینیم که به طرف او می‌رود و او را به نام می‌خواند.

چهار ویژگی فراخوانده شدن زکا توسط عیسی مسیح:

  • بر اساس فیض خداست

عیسی مسیح او را که از منفورترین افراد جامعه است می‌خواند

  • در آن یک فوریت هست

بشتاب و پائین بیا

  • باید فروتن شود

عیسی به او می‌گوید که پاسین بیاید

  • ملاقاتی شخصی‌ست

عیسی او را به نام می‌خواند و به خانه‌ی او می‌رود

عیسی در انتها زکا را که مورد نفرت دیگران بوده و برای مدتی طولانی از جانب قومش طرد شده بود شخصی نجات یافته معرفی می‌کند و همانطور که در آیه‌ی ۹ می‌خوانیم می‌گوید: امروز نجات به این خانه آمده است.