همه‌ی ما در زندگی گمشده‌هایی داریم، برخی از ما آرامش را گم کرده‌ایم برخی دیگر محبت را و شاید  روحیه‌ی خدمت خود را یا حتی خدا را گم کرده‌ایم. شاید گمشده‌ی ما یک شخص، یک احساس، دارایی یا هر چیز دیگری باشد. اما عیسی آمد و سال یوبیل ما سال بخشش خداوند برای ما آغاز شد.

در کتاب خروج می‌خوانیم که فرعون فرمان داده بود همه‌ی ذکور باید از بین بروند. پدر و مادر موسی او را در سبدی به قیر اندوده در رودخانه رها می‌کنند و خواهرش مریم به دنبال او می‌رود، خود را به خطر می‌اندازد سبد را دنبال می‌کند تا بتواند برادرش را که ارثیه‌ی خدا برای آن‌ها و قومشان بود بازیابد.

گمشده‌های ما چیستند که باید به خانه بازگردانیم؟ ایمان نخستین‌مان؟ محبت‌مان؟

در پیدایش می‌خوانیم وقتی ابراهیم می‌شنود برادرزاده‌اش را به اسیری برده‌اند، خانه زادانش را گردهم می‌آورد و به دنبال او رفته و او را باز می‌گرداند.

شاید گمشده‌ی ما فرزندانمان هستند که از کلیسا رفته‌اند و ما بعنوان والدین باید همچون ابراهیم و مریم در پی آن‌ها برویم، پیدایشان کنیم و آنان را بازگردانیم. بیایید گمشده‌هایمان را فراموش نکنیم.

در مزمور هشتاد این دعا سه بار تکرار می‌شود که ای خداوند ما را باز آور و روی خود را روشن کن تا نجات یابیم.

در کتاب عزرا و نحمیا که کتاب‌های پس از اسارت شناخته می‌شوند می‌بینیم که قوم اسرائیل از اسارت به سرزمین خود باز می‌گردد. و مذبح ویران شده را بنا کرده و شریعت را احیا می‌کنند. ظرف‌های خدا را که نبوکد نصر پس از ویران کردن شهر به غنیمت برده بود، خدا از طریق کوروش فرمان می‌دهد تا از بابل به اورشلیم بازگردانده شود.

اکنون در خون عیسی مسیح ما ظرف‌های برگزیده‌ی خدا هستیم. ما ظروف روح القدس هستیم که شاید گمشده و یا از خانه‌ی خدا به یغمی برده شده هستیم که اکنون زمان آن است دوباره به خانه‌ی خدا بازگردیم تا درون ما دوباره آتش و کندر و روغن ریخته شود.