عشق، یک حقیقت  زیبا در جهان هستی است. امروزه بسیاری از انسانها واقعیت وجودش را انکار می کنند و آن را بخشی از افسانه های عاشقانه کهن، دروغ در جامعه کنونی یا یک شعار کلیشه ای می دانند. به نظر می رسد که دنیا به سمت و سوی ناباوری نسبت به عشق حرکت می کند. جهان معاصر به هرگونه عشق و باور به محبت بدبین شده است. دل باختن و دلدادگی هر روز کم رنگ تر می شود و منطق و تفکری بشری بر قدرت عشق در وجود اشخاص غلبه می یابد. اما این حقیقت را نیز نمیتوان به فراموشی سپرد که در وجود هر انسان نیاز به دریافت عشق و محبت وجود دارد. بدین گونه که هرکس در آرزوی عشق ورزیدن و مورد عشق واقع شدن است. انسانهایی که تجارب تلخ یا به عبارتی”شکست عشقی” را در زندگی تجربه کرده اند در بی اعتمادی نسبت به آن به سر می برند اما از طرفی ممکن است، گروهی دیگر از مردم که در شروع نوجوانی و جوانی هستند، غریزه های جنسی را، عشق تلقی کنند. بدین منظور با درنظر گرفتن تعاریف کتابمقدس در باب عشق، به بررسی مفهوم آن و نشانه های عشق واقعی خواهیم پرداخت.زمانی که میخواهیم از مهر، عاطفه و عشق در کتابمقدس سخن بگوییم، غزل غزلهای سلیمان و یا عشق عیسی مسیح در مسیر جلجتا را به یاد می آوریم که چگونه عاشقانه، جان خود را فدای انسانها ساخت. کلام خدا در “غزل غزلها ۲: ۱۶” می فرماید: ” دلداده ام از آن من است و من از آن اویم” . دلدادگی و عاشقی یعنی اینکه دو نفر در تمامیت وجودشان، از آن یکدیگر باشند. هر دو شخص در گفتار، رفتار و تمام ابعاد زندگی ثابت کنند که از آن یکدیگر هستند و اهمیت و توجه را در رابطه عاشقانه خود منعکس بسازند.

عشق نه تنها حقیقتی زیباست بلکه عشق قدرتمند است. سلیمان در غزل غزلها می گوید: ” زیرا که عشق همچون مرگ نیرومند است، و شور عاشقانه، ستمکیش چون گور. شعله هایش، شعله های آتش است؛ شعله های سرکش آتش! آبهای بسیار عشق را خاموش نتواند کرد، و سیلاب ها آن را فرو نتواند نشانید! اگر کسی همه دار و ندار خویش نیز به پای عشق ریزد، به چیزی شمرده نخواهد شد!” “غزل غزلها ۷: ۶-۷ “. عشق، نیرومند است. زمانی که دو نفر با نیروی مهر و علاقه زندگی خود را ساخته و دست در دست هم به پیش روند از هر ناملایمتی با هم عبور خواهند کرد و حتی اگر زمین بخورند، بلند خواهند شد. برای انسان نیکوست که عاشق شود زیرا دو از یک بهتر است و دو نفر که در خداوند عاشق یکدیگر باشند، ریسمان سه لا هستند که هرگز به راحتی پاره نمی شود. عیسی مسیح، یگانه منجی عالم فقط ادعا نکرد که عاشق جهان و جهانیان است بلکه بر روی صلیب، عشق خود  را ثابت کرد. او الگو و نمونه عالی است تا با تعمق بر زندگی  و شخصیت او بتوانم بر نشانه های عشق واقعی عارف شویم.

نشانه های عشق واقعی

الف) پذیرش: یکی از نشانه های عشق واقعی این است که عشاق، یکدیگر را با دیدگاه کمال گرایانه مورد سنجش قرار ندهند. بلکه با آگاهی از نقاط ضعف یکدیگر، عاشقانه در برابر شریک احساسی خود ایستاده و او را مورد محبت خود قرار دهند. پذیرش در رابطه عاشقانه سبب ایجاد امنیت عاطفی می شود و بدین ترتیب مانند ستون های یک خانه موجب می گردد که بنای عشق مستحکم باشد. زمانی که ما به عیسی مسیح ایمان می آوریم فورا به انسانهای بی نقص تبدیل نمی گردیم بلکه به سمت کمال حرکت می کنیم ولی محبوب آسمانی، عروس و محبوبه خود را با وجود تمام نواقص پذیرفته و مورد عشق و محبت قرار می دهد. البته این بدین معنی نیست که ما همیشه با ضعف های خود زندگی کنیم بلکه به یاری روح القدس هر روزه به انسان بهتری تبدیل شده و در شباهت مسیح زندگی می کنیم. ازدواج و زندگی عاشقانه نیز همین گونه است دو نفر باید نقاط قوت یکدیگر را تقویت و تحسین کنند و در محبت سبب شکل دهی بهتر یکدیگر شوند و همواره در عشق و محبت خود رشد کنند.

ب) آزادی : کلام خدا در رساله “افسسیان ۵: ۳۱ ” می فرماید: ” از این رو مرد، پدر و مادر خود را ترک گفته، به زن خویش خواهد پیوست، و آن دو یک تن خواهند شد.” یک تن شدن یعنی تعلق کامل دو نفر به یکدیگر، اما این تعلق به معنای سلب آزادی دو نفر نیست.دو شخص باید آزادی، حد و مرز و حریم های خود را  داشته باشند و این حس تعلق براساس اجبار نباشد بلکه انتخاب باشد و حرمت و آزادی نیز محفوظ باشد. خداوند در باغ عدن، آدم را آزاد خلق کرد تا او در آزادی عشق به خدا را انتخاب کند. منشا و الگوی عشق ما خداوند است و ما نیز باید اجازه دهیم شخص در آزادی انتخاب کند عاشق باشد و عاشقانه زندگی کند.

ج) درک تفاوت ها: انسانها به گونه ای متفاوت و منحصر به فرد آفریده شده اند و زیبایی خلقت انسان در گوناگونی آن است. اگر کسی ادعای عاشقی می کند اما دائما در تلاش است که شریک احساسی خود را به شخص دیگری تبدیل کند در طرز تفکر اشتباهی به سر می برد. هنر مهر ورزی، درک تفاوت ها و چگونگی رسیدن به تفاهم را باید آموخت. باید بیاموزیم که چگونه شخص را با وجود تفاوت ها و تمایزهای شخصیتی که با ما دارد، دوست بداریم. کلیسا کامل نیست و با خدای خود متفاوت است اما عیسی در وصف او می گوید: ” ای نازنین من، تو به تمامی زیبایی؛ در تو هیچ عیبی نیست ”  “غزل غزلها ۴: ۷ ” با وجود تفاوت ها بیاییم زیبایی ها را ببینیم و تحسین کنیم.

د) از خود گذشتگی: عیسی وقتی که جسم پوشید از خود گذشتگی کرد. او تخت و جلال خود را در آسمان رها کرد و یک انسان خاکی شد چون عاشق انسان بود. او مشتاق عشقی تازه، رابطه ای جدید در تقدس با انسان بود پس او از جان خود گذشت. او از حیات و زندگی خود گذشت تا صلیب را حمل کند و به جای انسان گناهکار مجازات شده، گناهان او را ببخشد و حیات جاودان را به او هدیه دهد. امروز اگر عاشق باشیم باید از خود گذشته باشیم. باید در برابر معشوق و معشوقه خود از خود گذشتگی نشان دهیم. وجود، وقت، سرمایه و زندگی خود را متعلق به خود ندانیم بلکه متلق به نیمه دیگر خود نیز بدانیم و از طریق به او اهمیت داده، حرمت و ارزش قائل باشیم.

عشق زیباست . عاشق شوید و عاشق بمانید. ولنتاین بر همه عشاق در جهان خجسته باد.

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید