این سخنان را به شما گفتم تا شادی من در شما باشد و شادی شما کامل شود. “یوحنا ۱۵ :۱۱” 

در دنیایی که ما زندگی می کنیم، انسانها در پی دستیابی به شادی حقیقی، عمیق و با دوام هستند. در طول تاریخ فلسفه و مکتب های فکری متفاوت، راه حل های گوناگونی را به جویندگان شادی ارائه داده اند.اما در این دنیای تاریک که بشر در هجوم غم و تاریکی به سر می برد، تنها منبع درست برای دستیابی به شادی حقیقی در کتابمقدس یافت می شود. عیسی مسیح، خداوندی است که می توانیم در او به شادی حقیقی دست یابیم. کلام خدا در باب ۱۵ انجیل یوحنا، از حقیقت عمیق و شگفت انگیزی در خصوص شادی حقیقی، عمیق و ماندگار پرده بر می دارد.  

“من تاک حقیقی هستم و پدرم باغبان است. هر شاخه‌ای در من که میوه نیاورد، آن را قطع می‌کند، و هر شاخه‌ای که میوه آورد، آن را هَرَس می‌کند تا بیشتر میوه آورد. شما هم‌اکنون به سبب کلامی که به شما گفته‌ام، پاک هستید. در من بمانید، و من نیز در شما می‌مانم. چنانکه شاخه نمی‌تواند از خود میوه آورد اگر در تاک نماند، شما نیز نمی‌توانید میوه آورید اگر در من نمانید. من تاک هستم و شما شاخه‌های آن. کسی که در من می‌ماند و من در او، میوۀ بسیار می‌آورد؛ زیرا جدا از من، هیچ نمی‌توانید کرد. اگر کسی در من نماند، همچون شاخه‌ای است که دورش می‌اندازند و خشک می‌شود. شاخه‌های خشکیده را گرد می‌آورند و در آتش افکنده، می‌سوزانند. اگر در من بمانید و کلام من در شما بماند، هرآنچه می‌خواهید، درخواست کنید که برآورده خواهد شد. جلال پدر من در این است که شما میوۀ بسیار آورید؛ و این‌گونه شاگرد من خواهید شد. “یوحنا ۱۵ :۱- ۸ ”  

مسیح در آیات بالا میفرماید:” من تاک هستم و شما شاخه ها، در من بمانید تا میوه آورید، بدون من و جدا از من هیچ نمی توانید بکنید.” در واقع عیسی مسیح به این حقیقت اشاره می کند که برای تجربه شادی حقیقی، نیازمندیم که به خدا پیوند بخوریم و بخشی از این درخت باشیم که تمثیلی از خداوند می باشد.  

این مثال درک حقایق را بسیار آسان می کند.  اشخاصی که حتی اندک آگاهی در مورد درخت کاری و پیوند درختان دارند، می دانند که وقتی شاخه ای به درختی پیوند می خورد جزئی از درخت مادر می شود، شریک در شیره و آب و مواد مغذی. در حقیقت می توان گفت که حیات درخت را دریافت می کنند.

 اجداد ما، آدم و حوا زمانیکه مرتکب گناه  و نااطاعتی از خدا گشتند، جدایی از خداوند و مرگ روحانی را تجربه نمودند و شادی و امید در وجود آنها رخت بر بست.  خلقت ما انسانها به گونه ای است که بودن با  خدا  مانند آب ، غذا، اکسیژن برای بقای ما ضروری می باشد. امروزه وقتی که ما انسانها خدای حقیقی را  پذیرفته و می شناسیم، بخاطر قربانی شدن مسیح بر روی صلیب برای گناهانمان، مجدد به خداوند پیوند می شویم و از شادی، حیات و امید  در خداوند بهره مند می گردیم. به واسطه این واقعه مهم، روز به روز تغییر کرده، بزرگ می شویم. تاثیرات منفی گذشته از میان برداشته شده و گناهان ما بخشیده می شود. دیگر مهم نیست که چه گذشته ای داشتیم و از کجا آمده ایم،  مهم این  است که دیگر شخص جدیدی هستیم و در مسیح دارای هویت تازه ای می باشیم . ما جزئی از خدا هستیم به او پیوند شده ایم   از طریق این یکی شدن، هر روز تغییر می کنیم، بزرگ می شویم و شفا می یابیم.  در مسیر زندگی روحانی، باغبان آسمانی ما را  هرس می کند تا همیشه جز پر ثمر و جدا نشدنی  از تاک حیات باشیم.  

در ادامه مسیح از حقیقت دیگری در تجربه شادی حقیقی پرده بر می دارد: “همان‌گونه که پدر مرا دوست داشته است، من نیز شما را دوست داشته‌ام؛ در محبت من بمانید. اگر احکام مرا نگاه دارید، در محبت من خواهید ماند؛ چنانکه من احکام پدر خود را نگاه داشته‌ام و در محبت او می‌مانم. این سخنان را به شما گفتم تا شادی من در شما باشد و شادی شما کامل شود.” ” یوحنا ۱۵ :۹ – ۱۱”  

از آیات بالا این حقیقت مهم را درک می کنیم که باید محبتی را که از جانب خداوند است ببینیم، بپذیریم و به این عشق و محبت پاسخ مثبت بدهیم. اجازه دهیم، نهر عشق و محبت که یکی از عوامل اصلی  برای دستیابی به شادی است در ما جریان داشته باشد. همانطور که در یک رابطه عاشقانه برای اثبات عشق و محبت باید قدمی برداریم، در این مورد نیز باید به نجوای محبوب آسمانی گوش بدهیم و به مسیری که هدایتمان می کند راهی شویم و از احکام او  اطاعت کنیم. پاسخ مثبت به این عشق الهی و اطاعت  از کلام خداوند،  عامل اصلی جاری شدن حقیقت در مقدسین می باشد. 

 مسیح در پایان راز دیگری را برای تجربه شادی حقیقی بیان می کند و آن هم دوست داشتن دیگران و  رهایی از محوری می باشد. “حکم من این است که یکدیگر را محبت کنید، چنانکه من شما را محبت کرده‌ام.” “یوحنا ۱۵ :۱۲”  در واقع دوست داشتن دیگران  مانند چرخ دنده ای است که محل اتصال و تداوم شادی در این دنیا می باشد. ما به خدا وصل می شویم و از حیات و شادی برخودار می شویم . وقتی این شادی و حیات را با دیگران تقسیم می کنیم آنها هم جزئی از این چرخه می شوند، حیات و شادی به آنها هم می رسد. بدین ترتیب ما یک جامعه شفا یافته و شاد خواهیم داشت که از حیات برخوردار است زیرا  این شادی و حیات  تزریق شده به دیگران و جامعه، روزی به خود ما هم برخواهد گشت. 

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید