جلسه شصت و ششم : امید از میان ماتم

توسط | ۹ بهمن ۱۳۹۹ | کلیسای مجازی | ‫نظری موجود نیست



چقدر عالی است که ما بتوانیم مانند ارمیا از میان ناله و ماتم ، سخن از امید بگوییم و سخن از ایمان ، امید و وفاداری بگوییم اما رمز ارمیای نبی چه بود ؟ چرا ارمیا این نبی گریان که کشان کشان او را به مصر برده و کتک زدند ، در چاه انداختند و او خیلی مصیبت ها کشید ، سقوط شهر محبوب خود را دید ، سقوط و مرگ کاهنان ، مرگ کودکان ، جوانان و زن ها را دید ، اما او از امید ، محبت ، رحمت ، نجات صحبت می کند ، می دانید چرا ؟ یک کلیدهایی بود که گاهی خداوند به او می داد و چند کلید است که امروز می خواهم من به شما عزیزان بیان کنم ، گاهی ارمیا در اوج این مصیبت ها یک چیز را می شنید ، برادر اندرو که سالها در کشورهای کمونیستی خدمت کرده است ؛ می گوید که یک بار به یک کشور کمونیستی رفت و یک انجیل و کتابمقدس در دستم داشتم که آن را به شبان کلیسا دادم و جالب است که شبان آن را پاره کرد و زمانی که این ورقه ها را پاره کرد ، بین اعضای کلیسا آن را تقسیم کرد ، من گفتم که چه کار می کنی ؟ ایا می دانی که من این را با چه زحمتی آورده ام ؟ او گفت که ما کتابمقدس نداریم و به خاطر همین این کار را می کنیم تا همه داشته باشیم و بتوانیم که این برگه ها را به یکدیگر بدهیم و روز بعد یک برادری آمده و قسمتی را به شبان داد و گفت که نمی خواهم و شبان گفت که برادرم چرا نمی خواهی ؟ او گفت در آنجا خواندم که نوشته شده است ، ( خداوند به ارمیا گفت 🙂 و اگر که خداوند به ارمیا گفت به من هم خواهد گفت و کلید ما در همین جا است برای آگاهی از ادامه این موعظه با ما همراه بوده ، به این موعظه پر برکت گوش بسپارید .

به همراه : شبان امیر جواد زاده و کشیش ساسان توسلی
واعظ میهمان : کشیش رافی شاهوردیان
رهبران پرستش : آنیتا ، آناهید ، الیسا



این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

۰ Comments

‫ارسال نظر و دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.