جلسه چهل و نهم : نترس من با تو هستم

توسط | ۱۰ مهر ۱۳۹۹ | کلیسای مجازی | ‫نظری موجود نیست





خداوند موسی را چهل سال به بیابان برد تا به او بفهماند که کسی نیست و او با تمام وجودش خرد و فروتن شود و در چهل سال بعدی خداوند به موسی یاد داد که بداند ، وقتی که فهمید او کسی نیست، در دستان خدا کسی هست که میتواند برای انجام و تحقق وعده های خدا به کار گرفته شود و مرد خدا شود ، خیلی وقت ها ما عزت نفس داریم و می گوییم که من که هستم ؟ احساس می کنیم که خداوند به ابر مردها و ابر زن ها احتیاج دارد ، ترس از این داریم که من ارزش و هویت برجسته ایم نداریم و می ترسیم از این که ما می توانیم در دستان خدا بوده و کسی باشیم ، ترس بعدی ما این است که خیلی چیزها را ما نمی دانیم ، پاسخ خیلی چیزها را نمی دانیم و از کمی دانش خود می ترسیم و تمام درهای رشد و برکت را می بندیم و همین امر باعث می شود که به دیگران بشارت ندهیم و ترس بعدی ما این است که مردم ما را طردکنند و نپذیرند و همانطور که زمانی که خدا موسی را انتخاب کرد که بین قوم اسرائیل برود مرحله به مرحله این ترس ها را تجربه کرد و گاهی نیز از محدودیت های خود می ترسیم و می کوییم که در این کار موفق نخواهیم شد و آبروی ما خواهد رفت و آخرین ترس این است که از اطاعت کردن می ترسیم و احساس می کنیم اگر از خداوند اطاعت کنیم به ضرر ما خواهد بود ،ما گمان می کنیم که چون بهای اطاعت از خدا سنگین است ، پس نمی خواهیم که اطاعت کنیم ، پاسخ خدا به تمام ترس های موسی این بود که موسی من با تو هستم ، نترس و این داستان ، داستان تو نیست ، داستان من است و مسئولیت به پای من است و تو در داستان من با من همراه شو و عصای مرده خود را به من بده تا زنده کنم و من هستم ، من هستم پس تو نترس و به من اعتماد کن .

به همراه : کشیش ساسان توسلی و شبان امیر جوادزاده
واعظ : کشیش دکتر ساسان توسلی
رهبر پرستش: خواهر آنیتا غوغا

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

۰ Comments

‫ارسال نظر و دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.