کتاب مقدس در انجیل یوحنا فصل ۱۷ از آیه بیست تا پایان آیه بیست‌ چهار میفرماید که: 

« فقط برای اینها دعا نمی‌کنم بلکه برای کسانی هم که به وسیلۀ پیام و شهادت آنان به من ایمان خواهند آورد،  تا همه آنان یکی باشند آنچنان که تو ای پدر در من هستی و من در تو و آنان نیز در ما یکی باشند تا جهان ایمان بیاورد که تو مرا فرستاده‌ای‌.  آن جلالی را که تو به من داده‌ای به آنان داده‌‌ام تا آنها یکی باشند آنچنان که ما یکی هستیم، من در آنان و تو در من تا آنها بطور کامل یکی باشند و تا جهان بداند که تو مرا فرستادی و آنها را مثل خود من دوست داری.‌  ای پدر، آرزو دارم کسانی که به من بخشیده‌ای در جایی که من هستم با من باشند تا جلالی را که تو بر اثر محبت خود پیش از آغاز جهان به من دادی ببینند»‌. 

اتحاد کلمه‌ای است نام آشنا در فرهنگ مسیحیان. هرکدام از ما بارها و بارها آنرا در موعظه‌ها، پیغامها و حتی مکالمات درون کلیسایی شنیده‌ایم و یا شاید به دفعات این کلمه را برای آموزش و یا یادآوری به دیگران بکار برده‌ایم اما ابتدا باید نگریست که معنای حقیقی این کلمه چیست؟ چرا اهمیت دارد و چگونه میتوان به آن دست‌ یافت. 

اتحاد یعنی تعهد در فکر، قول و عمل با شخص یا اشخاصی دیگر برای عمل به هدفی خاص و مشترک . زمانیکه مشغول بکار و هدفی بزرگ میشویم دیگر نمیتوان انتظار داشت که قادر باشیم آنرا به تنهایی به سرانجام برسانیم. وقتی به آفرینش خلقت دقت نماییم میبینیم که خداوند ما را موجوداتی اجتماعی آفریده است تا بیاموزیم که یکی از اهداف آفرینش، همکاری و همدلی ما انسانها با یکدیگر است تا با تمرین این همکاری و همدلی به منظور و هدف اصلی خلقت دست بیابیم که همانا ارتباط صحیح با خدا و همچنین با دیگر ابنا بشر است که نتیجه این ارتباط نجات انسانها و زندگی ابدی ما  در حضور خدای قدوس است. 

بدون اتحاد هر کسی راه خود را خواهد رفت و در نتیجه اهداف بزرگ قابل دسترسی نخواهد بود زیرا عملکرد انفرادی محدودیت‌های بسیاری دارد اما وقتی که استعداد‌ها و توانایی‌های متفاوت در کنار هم جمع میشوند قادر خواهیم بود که فراتر از فرد عمل کنیم. 

اتحاد در کلیسا به معنی ارتباط با خدا در شکل صحیح آن در اولین قدم است و این زمانی میسر میشود که در اطاعت و سرسپردگی به خداوند زندگی و رفتار مینماییم. تا زمانیکه گام اول را درست برنداشته باشیم نمیتوانیم قدم دوم که اتحاد با دیگران است را برداریم. پس برای شروعی موفق ابتدا باید به رابطه خود با خداوند بپردازیم آنگاه میتوان برای قدمهای بعدی اقدام کنیم. 

در زندگی شخصی خود از دوران کودکی همیشه سعی میکردم که کارهایم را به تنهایی جلو ببرم و کمتر از کسی کمک بگیرم و منطقی که برای خود داشتم این بود که « خودم بهتر میدانم و میتوانم جلو بروم». به همین دلیل در خیلی از حوضه های زندگی با مشکل و گاهی با شکست روبرو میشدم. حتی در سالهای ابتدایی ایمانم به عیسی مسیح این عادت غلط را ترک نکرده بودم و سعی داشتم با محدودیتهای خود کارها را به پیش ببرم تا اینکه به مرور و البته همراه با درد بسیار آموختم که برای انجام کار خدا و همچنین داشتن زندگی موفق نیاز به دیگران نیز دارم. از زمانیکه این مهم را آموختم پیروزیها یکی پس از دیگری از راه رسید. آموختم که من تنها سفیر و نماینده خدا نیستم و سفیران بیشماری را خدا قرار داده تا دست در دست هم و رو به جلو حرکت کنیم. 

به این آیه که در بالا آمده است دقت کنید: « تا همه آنان یکی باشند آنچنان که تو ای پدر در من هستی و من در تو و آنان نیز در ما یکی باشند تا جهان ایمان بیاورد که تو مرا فرستاده‌ای‌». 

همانطور که میبینید کلید پیروزی ونجات انسانها در این یکی شدن ما باخداست. 

امروز کلیسای خداوند بیش از هر زمانی دیگر به همدلی واتحاد یکایک ما دارد تا کلیسا ماموریتش را به بهترین شکل بتواند انجام دهد. برای احیای این امر مهم میبایست از قدم اول یعنی اطاعت و سرسپردگی کامل به خدا آغاز نماییم. خبر خوش این است که اگر ما سهم خود را بدرستی انجام بدهیم پیروزی ما قطعی خواهد بود. پس بیایید از همین امروز شروعی جدید را تجربه نماییم. برای این امر ابتدا باید تصویر « همیشه من» به « ما» تبدیل بشود. پیروزی نزدیک است. آنرا باید با قوت خدا بدست بیاوریم.

نویسنده: کشیش مهیار ابراهیمیان

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید