بحران چیست؟

احتمالاً همه ما میدانیم، که زندگی پر از بحران و دوراهیهای اجتناب ناپذیر است؛ با اینحال، موضوع مهم، واکنش شخص به آن رویداد و متعاقباً تصمیمی است، که در طول آن بحران یا دوراهی اتخاذ میکند؛ که تاثیر بسزایی در آینده شخص خواهد گذاشت. از نظر سلامت روان نیز، بحران، لزوماً یک موقعیت یا رویداد آسیب زا نیست، بلکه به واکنش فرد به وضعیت ایجاد شده، اشاره دارد. یک فرد، ممکن است عمیقاً تحت تأثیر یک رویداد قرار گیرد، در حالی که فرد دیگری از عوارض ناخوشایند آن، کمتر رنج ببرد یا اصلاً آسیبی نبیند.

واژه crisis (بحران) که در واقع یک کلمه یونانی است، به نام krisis، تمام معانی یا تعاریفی را که این اصطلاح امروزه انجام میدهد را به همراه دارد. مواردی که عبارتند از:

(۱) وضعیتی که به مرحله بحرانی رسیده است،

(۲) یک زمان یا موقعیت حیاتی، که در آن تغییر قابل توجهی، در شرف وقوع است،

(۳) یک نقطه عطف مثبت و یا منفی،

(۴) تصمیم برای یک وضعیت حساس و تعیین کننده.

ایمان

بحرانها، همیشه دردناک و منفی نیستند. برخی از آنها هیجان انگیز و رضایت بخش هستند، مانند تولد یک فرزند، قبولی در دانشگاه و یا فارغ التحصیلی. اما هر بحرانی، یک نقطه عطف در زندگی شخص میباشد. ما به عنوان یک مسیحی، چنانچه قصد کمک به افراد، در این شرایط را داریم، باید در همدلی و کمک به رفع نیازهای آن شخص، در جهت کنترل احساسات و عواطف او اقدام کنیم. باید در این مسیر به او یادآور

شویم، که خداوند به احوالات و شرایط او بسیار اهمیت میدهد، وهمواره توجه داشته باشیم، که در این وضعیت، مهمترین عاملی که میتواند، به شخص کمک کند، ایمان و رابطه صمیمانه او، با روح خدا است.

«امّا آن مدافع، یعنی روحالقدس، که پدر او را به نام من میفرستد، او همه چیز را به شما خواهد آموخت و هرآنچه من به شما گفتم، به یادتان خواهد آورد.» یوحنا ۲۶:۱۴

کلام خدا

مؤثرترین وسیله ما برای تقویت ایمان اشخاص، کلام خدا است؛ که قلب خدا و همینطور وعدههای او را به ما نشان میدهد. با تقویت شناخت شخص از خدا، ایمان او تجدید و تقویت میگردد. تجربه دردناک موسی نبی در بیابان را به یاد بیاوریم، زمانی که مردم با گوساله طلایی شورش کردند، چه چیزی او را قادر به استقامت کرد؟ خدا، خود را به موسی نبی نشان داد، و موسی، در عوض از بین رفتن در غم و نا امیدی، شروع به پرستش خدا نمود. مطالعه کلام خدا، ذکر اعمال عظیم او برای بشرو دانستن اینکه او چگونه عمل میکند، بسیار فراتر از هر چیزی، در بحران پیش آمده، سودمند خواهد بود و کمک خواهد کرد تا تفکر شخص، به طور کامل بر خدا متمرکز گردد.

تغییر باورهای منفی

شاید سختترین جنبه این خدمت، کمک به تغییر باورهای مخربی است، که بر اثربحران، در ذهن شخص شکل گرفتهاند. به طور مثال، باور نمیکند، که اوضاع بهتر خواهد شد، یا اینکه خدا او را تنها نگذاشته است و شادی اش باز خواهد گشت! بنابراین بسیار اهمیت دارد که در جهت تغییر باورهای منفی وایجاد امید و شادی شخص، اقدام نماییم. چنانکه داوود نبی میفرماید:

«…شبی ممکن است سراسر به گریه بگذرد، ولی صبحگاهان شادمانی رخ مینماید.» مزمور۵:۳۰

در دسترس او باشیم

ما اغلب تمایل داریم، که افراد به سرعت از دوران بحرانی خود خارج شوند و افکار و شرایطشان به سرعت تغییر کند. اما غالبا، این اتفاق در زمان خیلی کوتاه نمیافتد! اگر اراده کردهایم، که شخص را کمک کنیم، شاید لازم باشد هفتهها، ماهها و یا شاید سالها به منظور یاری و کمک در دسترس او باشیم، و با محبت، حکمت و آرامشی که از مسیح دریافت کردهایم، او را تسلی دهیم.

آمادگی

نکته مهم این است که، قبل از اقدام به کمک رساندن به شخصی که در میان یک بحران قرار دارد، لازم است مطمئن شویم، که خود آماده هستیم. زیرا برخی از تلاشهای ما گرچه با نیتهای خیرخواهانه انجام میشوند، اما در صورت نداشتن آگاهی و توانایی، میتوانند باعث آسیب بیشتری به شخص شوند.

با هم به چند نکته، در باب نحوه واکنش موثر، در جهت کمک به اشخاص، در شرایط بحرانی، توجه کنیم:

* شنونده خوبی باشیم.

* نگرشی محبت آمیز و پذیرنده داشته باشیم.

* سعی کنیم از راههای عملی به او، یاری رسانیم.

* از او برای کمک در کارهای روزانهاش پرسش کنیم.

* گاهی فقط نیاز هست کناراو باشیم و وقت بگذاریم تا او بداند برای ما اهمیت دارد.

* از لحاظ روحانی، کمک و حمایتش کنیم.

* بخشهایی تشویق کننده از کتاب مقدس را برایش بخوانید و هر زمان که شرایط مناسب بود، با او دعا کنیم.

* تلاش های خود را با دیگرانی که ممکن است به او کمک کنند، هماهنگ کنیم.

* مهارتها و محدودیتهای خود را، در این خدمت بشناسیم.

* او را قضاوت نکنیم و سعی کنیم آنچه را که گفته میشود، با دیدگاه خودمان تفسیر ننماییم.

* از گفتن: “من میدانم چه احساسی داری.” دوری کنیم.

* کمکی را که برایش امکانات لازم نداریم، ارائه ندهیم.

* از کمکهای تخصصی، که برای انجام آنها توانایی لازم نداریم، اجتناب کنیم.

بحران طبیعتاً غیرمنتظره است. هنگامیکه شخصی، یک شبه کارش را از دست میدهد، ناگهان ازدواجش به مشکل میخورد و یا مشکلات مخرب دیگری برایش اتفاق میافتد، دنیای او عملا متوقف میشود. در این صورت، ما به عنوان یک دوست، این فرصت مهم را داریم، که سنگینی این بحران را با او به دوش بکشیم؛ تا شخص، به تنهایی زیر آن بار، نشکند.

«بارهای سنگین یکدیگر را حمل کنید که اینگونه شریعت مسیح را به جا خواهید آورد.» ًغلاطیان ۲:۶

گرچه این خدمت زیبا، پربرکت میباشد، چالش برانگیز است؛ زیرا حمایت از شخص دیگری که در بحران میباشد، حتی اگر دوستمان باشد، بسیار دشوار است. با اینحال، به یاری خداوند، و با قوت، حکمت و فیضی که او عطا مینماید، قادر خواهیم بود، این خدمت مهم را انجام دهیم و در سختترین فصل زندگی او یار و همراهش باشیم.

و در آخر برای درک بهتر، اهمیت این خدمت، دعوت میکنم از شما عزیزان که همراه شوید و با هم به آیاتی مهم و زیبا از کلام خدا در این باب توجه داشته باشیم.

«بدن انسان، واحدی است كه از اعضای بسیار تشكیل شده و اگرچه دارای اعضای متفاوت میباشد، باز هم بدن واحد است و مسیح هم همینطور میباشد. پس همهٔ ما خواه یهود، خواه یونانی، خواه برده و خواه آزاد با یک روح در بدن تعمید یافتهایم و همه از همان روح پر شدهایم تا از او بنوشیم. بدن از یک عضو ساخته نشده بلكه شامل اعضای بسیار است. اگر پا بگوید: «چون دست نیستم به بدن تعلّق ندارم.» آیا بهخاطر این حرف، دیگر عضو بدن نیست؟ یا اگر گوش بگوید: «به علّت اینكه چشم نیستم به بدن متعلّق نیستم.» آیا به این دلیل دیگر عضو بدن محسوب نمیشود؟ اگر تمام بدن چشم بود، چگونه میتوانست بشنود؟ و اگر تمام بدن گوش بود، چگونه میتوانست ببوید؟ در حقیقت خدا جای مناسبی را به همهٔ اعضای بدن طبق ارادهٔ خود بخشیده است. اگر تنها یک عضو بود، بدنی وجود نمیداشت! امّا در واقع اعضاء بسیار

است، ولی بدن یكی است. پس چشم نمیتواند به دست بگوید: «محتاج تو نیستم.» یا سر نمیتواند به پا بگوید: «به تو نیازی ندارم.» برعکس، اعضایی كه به ظاهر ضعیفند وجودشان بیش از همه ضروری است؛ و اعضایی را كه پست میشماریم، با دقّت بیشتری میپوشانیم و آن قسمت از اعضای بدن خود را كه زیبا نیستند، با توجّه خاصّی میآراییم، حال آنكه اعضای زیبای ما به چنین آرایشی احتیاج ندارد. آری، خدا اعضای بدن را طوری به هم مربوط ساخته كه به اعضای پستتر بدن اهمیّت بیشتری داده میشود. تا به این ترتیب در بین اعضای بدن ناهماهنگی به وجود نیاید، بلكه تمام اعضاء نسبت به یكدیگر توجّه متقابل داشته باشند. اگر عضوی به درد آید، اعضای دیگر در درد آن عضو شریک هستند. همچنین اگر یكی از اعضاء مورد تحسین واقع شود، اعضای دیگر نیز خوشحال خواهند بود. باری، شما جمعاً بدن مسیح و همه عضوی از اعضای بدن او هستید.» اول قرنتیان ۱۲:۱۲-۲۷

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید