بخشش موضوعی است، که امروزه نظر بسیاری از روان درمانگرها را به خود جلب کرده است. آنان باور دارند، که بخشش قسمت مهمی از درمان است. بخشش، آرامش میبخشد و اجازه بسته شدن زخمها را میدهد. بخشش به شخص، اجازه ادامه زندگی را میدهد. بخشش، حتی می تواند باعث شفای روان، اشخاص آسیب دیده شود.

اما، گاهی اوقات زخمها، بسیار عمیق هستند، یا شخص قلباً علاقهای به بخشیدن ندارد و خود را در عذابی درونی فرو میبرد. در این صورت چه باید کرد؟!

با ما همراه باشید، تا با هم به لایههای مختلف “بخشش” نگاهی داشته باشیم:

بخشش چیست؟

– بخشش به معنای رها کردن، تصمیم نگرفتن برای تلافی و همینطور دست از تخیلات انتقام جویانه برداشتن است.

– بخشش راهی سالم برای مقابله با خشم درون است، که مانع به خطر افتادن آرامش و سلامت ما میشود.

– بخشش عبارت است از، خارج شدن از چرخهای، که مدام احساس میکنیم برای اثبات قدرت خود، نیاز به ضربه زدن داریم و در عوض تمرکز کردن بر روی موضوعات بهتر!

– بخشش به معنای گذراندن فرآیندی است، که در آن، به مرحلهای میرسیم، که رنجش را رها میکنیم، و سعی میکنیم طرف مقابل را از دید جدیدی ببینیم و حتی به بهترینها برای او امیدوار باشیم.

عیسی مسیح فرمود: ««شنیده اید كه گفته شده: ‘چشم به عوض چشم و دندان به عوض دندان.’ امّا من به شما میگویم به کسیکه به تو بدی میکند بدی نكن و اگر کسی بر گونهٔ راست تو سیلی میزند، گونهٔ دیگر خود را به طرف او بگردان.» متّی ۳۸:۵-۳۹

همینطور عیسی مسیح در دعای خداوند، به ما آموخت که هنگام دعا بگوییم:

«خطاهای ما را ببخش، چنانکه ما نیز خطاکاران خود را میبخشیم.» متّی ۱۲:۶

اساساً این دعا میگوید، که خدایا مرا ببخش، (چنانکه) به اندازهای که من دیگران را میبخشم، وهنگامی که پطرس، از عیسی پرسید که استاد چند بار باید برادر خود را ببخشیم، آیا هفت بار؟ (احتمالا اوهفت را گفت، چون در آن روزگار، هفت نماد عددی کامل بود.) عیسی مسیح پاسخ داد: «هفتاد مرتبه هفت بار». شاید به این فکر باشیم که حاصل ضرب، هفتاد در هفت را حساب کنیم، اما نکته این است که باید وارد فرآیندی شویم که در آن بصورت دائمی بخشش داشته باشیم! تا بتوانیم به افرادی بخشنده تبدیل شویم.

یکی از روایتهای زیبایی که، عیسی مسیح، در این باب تعریف میکند، درباره خدمتکاری است که مقدار زیادی بدهکاری داشت، اما اربابش، او را بخشید؛ در حالیکه، او خود حاضر نشد، شخصی که مبلغی ناچیز به او بدهکار بود را ببخشد. بنابراین اگر بدهی ما به خدا ، برای گناهانی که در طول زندگی انباشته بودیم، بخشیده شده است، مطمئناً میتوانیم این رحمت را از خدا دریافت کنیم و ما نیز نسبت به دیگران بخشندهتر باشیم. حال که ما تا این اندازه، توسط خدا مورد بخشش قرار گرفتهایم، چگونه میتوانیم اشخاصی بخشنده نباشیم؟

بخشش یک انتخاب است.

گاهی اوقات ما از بخشش خودداری میکنیم، زیرا آن را فقط به عنوان هدیهای میبینیم که قرار است به شخصی، که تمایل به هدیه دادن به او را نداریم، بدهیم. در حالیکه، حقیقت این است، که بخشش در درجه اول هدیهای است، که ما به خودمان میدهیم. اغلب اوقات طرف مقابل از آن جریان عبور کرده است و از نظر او هیچ تفاوتی ندارد، که ما او را ببخشیم یا نبخشیم!

بخشش یک انتخاب است، که تصمیم میگیریم، اجازه ندهیم افکار، روحیه و زندگی ما با کینه و تلخی بگذرد و تمام شود! که در غیر این صورت، ماندن در آن شرایط بسیار خطرناک است و میتواند ما را به فردی ناراحت و همیشه خشمگین تبدیل کند؛ که احتمالاً این خشم در رابطهمان با دیگران و یا حتی با خودمان تاثیر خواهد گذاشت. و البته خشم، دری رو به افسردگی نیز است.

زمانیکه این رنجشها را در خود نگه میداریم و در مورد اتفاقی که برایمان افتاده است با وسواس بسیار برخورد میکنیم، در ماجرایی گرفتار میشویم که قربانی آن خود ما هستیم. در حالیکه، ما برای این زندگی خوانده نشدهایم. بلکه میتوانیم قدم به مسیری بگذاریم که در آن، بر تمام عواقب وحشتناک آنچه برایمان اتفاق افتاده است، غلبه کنیم. خودداری از بخشش، مانند نوشیدن یک ماده مسموم و منتظر ماندن برای تأثیرگذاری آن بر طرف مقابل است!

همانطور که در ابتدای مقاله ذکر شد، تحقیقات زیادی از جامعه علمی در باب بخشش وجود دارد. در دیدگاه سکولار، نتیجه مطالعات مداوم نشان میدهد، که مزایای روانی بخشش بسیار زیاد است. افرادی که میبخشند، اغلب بهبودهایی را در سلامتی، احساس بهزیستی و روابط با افرادی که به آنها نزدیکتر هستند، میبینند.

ما در کلیسا نیز، در باب “صلح مسیح” صحبت میکنیم؛ که فراتر از هر درکی است! بخشی از این صلح و آرامش درونی، ناشی از بخشنده بودن است.

ماهیت بخشش:

یکی از موانع اصلی بخشش، سردرگمی در مورد ماهیت آن است. پیش فرضهایی وجود دارند، که مانع از این تصمیم میشوند، به طور مثال:

– بخشش به این معنا نیست، که انگار هرگز اتفاقی نیوفتاده است!

– بخشش، این نیست، که حد و مرزی برای خود نداشته باشیم و باز در معرض آزار دیگران قرار بگیریم.

– بخشش، ارتباط و اعتماد دوباره، نسبت به شخص آزار دهنده نیست.

– بخشش، لزوماً رابطه را به آنچه که در گذشته بود، باز نمیگرداند.

– ممکن است رابطه با آن شخص یا اشخاص، تمام شده باشد، بستگی به شدت ماجرا دارد و ممکن است حتی قانون تصمیم بگیرد که شخص به زندان برود و غیره.

بخشش، این موارد نیست! بلکه بخشیدن، نحوه برخورد ما با آسیب وارد شده و خشم حاصل از آن است.

آیا قرار است خود را در دام تلخی، کینه و نا آرامی گرفتار کنیم؟ یا خود را رها کنیم؟ این یک تصمیم است و تنها خود ما قادر به انجام آن هستیم.

مسیر بخشش:

وقتی از بخشش صحبت میکنیم، باید بدانیم که دارای چندین لایه است. موضوعات روزمرهای هستند، که در روابط انسانی اتفاق میافتند، که همه ما در مسیر رشد ایمانمان میآموزیم، که باید ببخشیم و از آنها بگذریم. اما صدمات و آسیبهای عمیقتری نیز وجود دارند، که ماندگارتر هستند؛ و اغلب آنها ، تنها یک حادثه نیستند، بلکه میتوانند یک الگوی رفتاری، شکست اعتماد و خیانت نزدیکان باشند.

برای رشد در بخشندگی، لازم است بدانیم، که بخشش یک فرآیند و یک مسیر است. برای تمرین، بهتر است با یک اتفاق روزانه، که برایمان برجسته است، آغاز کنیم، سپس پیش برویم و به موضوعاتی برسیم که احساس میکنیم غیرقابل بخشش هستند.

بخشش، موضوعی نیست که در یک چشم به هم زدن اتفاق بیوفتد. بسته به شدت آسیب، ممکن است، زمان زیادی طول بکشد. جامعه علمی میگوید، که بخشیدن شامل یک دوره با مراحل مختلف آن، است. اما موضوع خوشحال کننده این است که تیمی از محققین، که برای مدت طولانی در حال مطالعه این موضوع بودهاند، در عمل بخشش، نتیجهای را شناسایی کردهاند، که حتی به آسیب دیدهترین افراد نیز کمک کرده تا راهی به سوی درمان و رهایی از خشم پیدا کنند. بهطور مثال افرادی که اعضای خانوادهشان به قتل رسیدهاند، و یا قربانیان خشونت و آزار جنسی! بخشیدن، به این اشخاص برای بازگشت به زندگی، تحول روحیات آنان و سلامت روان و جسمشان کمک کرده است.

از همه مهمتر، بخشش یکی از اصول ایمان ماست! هنگامی که عیسی مسیح بر روی صلیب بود، برای شکنجهگران خود دعا کرد و گفت: «ای پدر، آنها را ببخش، زیرا نمیدانند چه میکنند.»

با خود تفکر کنیم که چگونه میشود این اندازه از بخشش را درک نمود و آموخت؟

یک عبارت رایج که اغلب مردم هنگام صحبت در مورد بخشش استفاده میکنند، این است که، ما باید “ببخشیم و فراموش کنیم”. این عبارت میتواند بسیار آسیب زننده باشد. باید دقت کنیم که ما مجبور نیستیم به “فراموش کردن” و مورد سوءاستفاده مکرر یا بد رفتاری قرار گرفتن! برخی از روابط ناسالم هستند و لازم است از آنها اجتناب کنیم. (بستگی به نوع آسیب و شکل آن رابطه دارد، که در اکثر موارد نیاز به شبانی و مشاوره هست.)

خدا به رنج ما اهمیت میدهد و همینطور از ما انتظار ندارد که به سرعت بر همه چیز غلبه کنیم. او به احساسات ما احترام میگذارد و میداند که التیام آن زمان میبرد. او در رنج ها نیز، با ماست.

«خداوند نزدیک شکستهدلان است و کوفته شدگانِ در روح را نجات میبخشد.» مزمور ۱۸:۳۴

در عین حال، خدا نمیخواهد، که ما رنج بکشیم. اینجاست که بخشش میتواند به ما کمک کند، تا از رنج بهبودی پیدا کنیم. ما مجبور نیستیم در حس انتقام یا تلخی غرق شویم. بخشش به ما اجازه میدهد که به جلو برویم و به جایی برسیم که گناه طرف مقابل، دیگر ما را کنترل نکند. فراموش نکنیم که، ما دیگری را میبخشیم، اما خود آزاد میشویم!

باید به این حقیقت اعتماد کنیم، که خدایی که از رنج هر یک از مخلوقاتش غمگین میشود، تبدیل شدن گناهکاران نیز برایش بسیار اهمیت دارد. بنابراین میتوانیم با آسودگی و ایمان، کسانی که به ما آسیب رساندهاند را، به عدالت و رحمت خدا بسپاریم. در این میان، بخشش و اعتماد به خدا، به ما این امکان را میدهد، که خود آرامش پیدا کنیم.

آیات بسیاردیگری نیز، از کتاب مقدس وجود دارند، که در آنها خداوند در باب بخشیدن با ما صحبت میکند. او بارها و بارها به ما میگوید که باید ببخشیم. یکی از گذرگاههایی که

ما را به سمتی میبرد، که سرسختی و غرور خود را کنار بگذاریم و با پشتکار در جهت بخشش تلاش کنیم، در انجیل متی یافت میشود:

«زیرا اگر خطاهای مردم را ببخشید، پدر آسمانیِ شما نیز شما را خواهد بخشید. امّا اگر خطاهای مردم را نبخشید، پدر شما نیز خطاهای شما را نخواهد بخشید.» مَتّی ۱۴:۶-۱۵

همینطور هربار که “دعای پدر ما” را میخوانیم، باید دعوت به بخشش، به ما یادآوری شود، و قلب ما را آماده سازد، که قدمهای مشخصی برای تحقق آن برداریم.

بخشیدن آنچه برای ما نابخشودنی است، مسیری است که در آن معمولاً یک قدم به جلو و دو قدم به عقب خواهیم رفت. اما این گامهای رو به جلو هستند که بیشترین اهمیت را دارند. عیسی مسیح وعده داده است، که اگر بخواهیم، به ما این فیض داده میشود، که گامهای بیشتری رو به جلو برداریم. فقط کافی است، تصمیم بگیریم!

هنگامی که احساس میکنیم، دچار چالشی سخت در موضوع بخشش شدهایم، به این بخش از کلام خدا رجوع کنیم و با ایمان بخوانیم:

«هیچ آزمایشی بر شما نیامده که مناسب بشر نباشد. و خدا امین است؛ او اجازه نمیدهد بیش از توان خود آزموده شوید، بلکه همراه آزمایش راه گریزی نیز فراهم میسازد تا تاب تحملش را داشته باشید.» ۱قرنتیان ۱۳:۱۰

در پایان به یاد بیاوریم، که همه ما گناهان نابخشودنی داریم. اما خداوند وعده داده است، که راهی برای بخشیدن آنها وجود دارد. تیموتی کلرمیگوید: « تنها آنانی که بخشش را تجربه نمودهاند، توانایی بخشیدن دیگران را خواهند داشت! »

اگر در فصلی هستیم که بخشش برای ما دشوار به نظر میرسد، به یاد بیاوریم که چه اندازه گناه کردهایم! برخی از آن گناهان را حتی نمیخواهیم به یاد بیاوریم! و در واقع، ما نسبت به خدا بد کردهایم! در این باب تفکر کنیم، که خداوند جفا کنندگانش را بخشیده است، گرچه لیاقتش را نداشتند! و از خود بپرسیم: اگر عیسی مسیح که برای گناهان ما جانش را داد،

امروز ما را دعوت کرده که به زیبایی نقشه نجات او بپیوندیم، آیا موضوعی میماند، که نتوان بخشید؟

به واسطه رحمت و فیض او بر روی صلیب، همه گناهان ما از بدو تولد بخشیده شد، و خداوند، امروز از من و شما میخواهد، که با بخشیدن دیگرانی که در حق ما خطا کردهاند، از او پیروی کرده و رحم و محبت او را به دیگران و جهانیان نشان دهیم.

این موضوعی است که کلام خدا میفرماید:

«نسبت به یكدیگر مهربان و دلسوز باشید و چنانکه خدا در شخص مسیح شما را بخشیده است، شما نیز یكدیگر را ببخشید. افسسیان ۳۲:۴.»

آمین

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید