طرح خدا برای آوارگان

کلمه‌ی آواره برای ما تداعی کننده‌ی تصویر میلیون‌ها انسانی‌ست که به هر دلیلی از خانه و وطن خود رانده شده‌اند. اما واژه‌ی آواره به معنای پراکنده است، کسی که تمرکز در نقطه‌ی خاصی ندارد

بنابراین شاید در کنار این میلیون‌ها نفری که به لحاظ جسمی و فیزیکی آواره هستند، افراد زیادی نیز باشند که از نظر فکری، ذهنی، روحی و احساسی آواره هستند که هریک از این‌ها از جای دیگری کنترل می‌شود

در کلام خدا آوارگی یا همان پراکندگی یک لعنت است، ابزار شریر است برای نابودی فرد، نابودی خانواده و نابودی کلیسا. در کلام خدا می‌ خوانیم که می‌گوید شبان را می‌زنم و گله پراکنده می‌شود

در این آوارگی ما در جایی که باید نایستاده‌ایم، افکار، روح ، جسم و رویاهای ما از هم پراکنده است

اما خبر خوش در کلام خدا برای ما این است که خدا برای آوارگان طرحی دارد

در دوم سموئیل۱۴:۱۴ کلام خدا می‌فرماید، تا هیچ آواره شده‌ای از خدا آواره نشود

نخستین باری که کلمه‌ی پریشان و آواره در کلام خدا بکار برده شد، زمانی‌ست که قائن برادر خود را به قتل می‌رساند، خدا به او می‌گوید خون برادرت از زمین فریاد برمی‌آورد و پس از این پریشان و آواره خواهی شد. یکی از مهم‌ترین دلایل آوارگی همین قتل، برادر کشی، حسادت و بطور کلی گناه است

چطور در شرایط سختی که هستیم می‌توانیم از این آوارگی و پریشانیِ فکری رها شویم؟

کلام خدا برای ما پاسخ دارد ، او در کلامش می‌گوید که برای ما تدبیرها دارد و می‌اندیشد تا آواره شدگان از خدا آواره نشوند

اول پطرس ۷:۵ می‌گوید تمام نگرانی‌های خود را به خدا واگذارید زیرا او برای شما فکر می‌کند

در اینجا به چند قسمت از کلام خدا نگاهی می‌اندازیم:

  • باب دوازدهم کتاب پیدایش، ابراهیم

خداوند از او می‌خواهد وطن خود را ترک کند. در میان راه ایستاده، نا امید و آواره است. خداوند به او می‌گوید گام نخست این است که از گذشته و از خانه‌ی پدر خود نه فقط جسما بلکه فکری و روحی نیز بیرون آمده و به طرف نقشه‌ای که من به تو نشان می‌دهم برو و اگر چنین کنی من تو را پدر قوم‌ها می‌سازم و جمیع امت‌ها از تو برکت می‌یابند. خداوند از ما نیز می‌خواهد که گذشته را به کناری بنهیم

  • مزمور۴:۱۰۷

قوم خدا در صحرا آواره شدند … آنگاه در تنگی خود نزد خداوند فریاد برآوردند و خدا ایشان را از تنگی‌هایشان رهانید

خدا از ما می‌خواهد استغاثه‌ و درد و فریادهای خود را به حضور او ببریم و از خود او کمک بطلبیم

  • باب ۲۷ کتاب اعمال رسولان

داستان طوفان دریا و کشتی که پولس بر آن سوار بود را روایت می‌کند که ناگاه بادی شدید همه‌چیز را در هم شکست و هیچ امید نجاتی برای آن‌ها نبود. این دریا همچون دریای زندگی ماست که ناگاه باد مخالف از همه جهت می‌وزد و کنترل همه چیز از دستان ما خارج می‌شود و طوفان بر ما غالب می‌آید. شاید ما نیز به نقطه‌ی آخر زندگی رسیده‌ایم که بنظر می‌آید دیگر امیدی برای ما نیست اما کلام خدا به ما می‌گوید برای ما تدبیرها دارد و می‌بینیم که خداوند در رویا به پولس راه حلی برای آن شرایط داد و گفت شما نخواهید مُرد و به مقصد خواهید رسید. اما چرا؟ چون در آیه‌ی نخست مقرر شده بود که آن‌ها به ایتالیا برسند.

خدا عهد و قرار خود را به انجام می‌رسانَد و ما نیز اگر با خدا عهدی بسته‌ایم باید آنرا وفا کنیم

اگر نزد خدا برویم، خلقت تازه‌ایست، چیزهای کهنه درگذشت، اینک همه چیز تازه شده است