جلسه شانزدهم- دریای سرخ زندگی ما

نترسید، بایستید، ببینید و ساکت باشید

در زندگی روزانه ما هرروز از کوچه و خیابانهایی گذر میکنیم تا از خانه به محل کار برویم و بازگردیم اما شاید هیچگاه به اطراف خود و به آن خیابانها با دقت نگریسته باشیم.

اما اگر روزی قدم زنان به همان کوچهها و خیابانیهایی که هرروز بی تپجه از آنها عبور میکنیم توجه کنیم جزییات و چیزهایی را خواهیم دید که شاید تا پیش از آن هرگز ندیده باشیم.

رابطهی ما با خدا نیز بسیاری اوقات اینگونه دچار روزمرگی میشود. شاید ما هر هفته به کلیسا می رویم، هرروز کلام را خوانده و دعا میکنیم یا در سمینارها و کلاسهای آموزشی شرککت میکنیم اما این تنها چیزی نیست که خدا از ما میخواهد، بلکه او از ما میخواهد او را با تمام جزئیات وشخصیت او را از نزدیک بشناسیم تا بتوانیم نقشهی او برای زندگی خود را درک کنیم. خدا از ما میخواهد با او رابطهی عاشقانه داشته باشیم.

اما معمولا ما در چه شرایطی به خدا تا این حد نزدیک میشویم؟ در مشکلات! وقتی مشکلات به سراغ ما میآیند، آن زمان هست که ما فرصت مییابیم تا خدا را بیشتر بشناسیم و قلب خود را به روی خدا بیشتر باز میکنیم، به او تکیه میکنیم و از او میخواهیم تا راه را به ما بنمایاند.

زندگی ما سه حالت کلی دارد، یا در حال وارد شدن به یک مشکل هستیم، یا درون یک مشکل هستیم و یا در حال خاررج شدن از یک مشکل از یک مشکل. همانگونه که کلام خدا در کتاب یوحنا ۳۳:۱۶ نیز به ما میگوید که زندگی ما با مشکلات همراه خواهد بود.

اما نکتهی حائز اهمیت زمانیکه ما در مشکلات هستیم این است که چگونه با آنها روبرو میشویم و چگونه رابطهی ما با خدا در مشکلات محکمتر و عمیقتر میشود.

همانگونه که قوم اسرائیل پس از رهایی از چهارصدسال بردگی در مصر به دریای سرخ رسید و به نظر آنها نه راه پیش وجود داشت و نه راه پس، اما خدا دریای سرخ را پیش روی آنها شکافت، همان خدای قادر دریای مشکلات من و شما را هم خواهد گشود.

کلام خدا در کتاب خروج میگوید نترسید، بایستید و ببینید چگونه خداوند امروز شما را نجات میدهد. آرام باشید، خود خداوند برای شما خواهد جنگید.

موسی به قوم، چهار نکتهی ساده را گوشزد میکند: نترسید، بایستید، ببینید و ساکت باشید.

وقتی میترسیم، نمیتوانیم هیچ کاری انجام دهیم و به عبارت دیگر انگار فلج میشویم و این بهترین فرصت برای شیطان است تا ما را خلع سلاح کرده و از آنچه خواست خداست دور نگاه دارد.

گاهی خدا از ما میخواهد بایستیم و هیچ کاری انجام ندهیم بلکه همه چیز را به دستهای پرتوان او بسپاریم.

همچنین در مشکلات خداوند از ما میخواهد ببینیم، تنها کاری که بیشتر ما دوست نداریم انجام دهیم، ما دلمان میخواهد چشمان خود را ببندیم تا همه چیززودتر بگذرد و تمام شود!

اما خدا از ما میخواهد با چشمان باز تماشا کنیم و عمل دستان خدا را در مشکلات ببینیم و به خاطر بسپاریم و در آینده با یاد آوریم.

همچنین خدا از ما میخواد ساکت باشیم. بیشتر ما وقتی به دریای مشکلات میرسیم همچون قوم اسرائی آغاز میکنیم به شکوه و شکایت کردن. کلامی که از دهان ما خارج میشود باید کلام برکت باشد و نه کلام لعنت یا شکایت!

همان خدای قادر متعال که جسم پوشید و آمد روی زمین، ما را از دریای مشکلاتمان به سلامت عبور خواهد داد اگر به او اعتماد کنیم.