از مردگان برخاست

ما مسیحیان باور داریم که عیسی مسیح زنده است و قرار است روزی باز گردد. اما این باور ما در چه چیز ریشه دارد؟ آیا این ادعا حقانیت و ریشه ی تاریخی دارد؟ بنیاد باور ما چیست؟ آیا این فقط یک اسطوره و افسانه است؟ مسلمانان نیز به بازگشت امام دوازدهم باور دارند، پس ما چگونه بعنوان مسیحیان میتوانیم از باور خود به قیام مسیح صحبت کنیم؟

وقتی به حقایق تاریخی باور به زنده بودن و به غیبت رفتن امام دوازدهم شیعیان نگاه میکنیم میبینیم که باوری بود که قرنها طول کشید تا شکل بگیرد، اکثریت شیعیان در ده ها سال نخست اصلا باور به چنین عقیده ای نداشتند و حتی امروزه نیز در دنیای اسلام فرقه ی شیعه دوازده امامی یک فرقه ی اقلیت کوچکی ست که ۱۰ تا ۱۵ درصد کل جمعیت مسلمانان جهان را که اکثریت آن را سنی ها تشکیل میدهند، شکل داده است.

اکنون میخواهیم این ادعا را با ادعای رستاخیز عیسی در تاریخ کلیسا مقایسه کنیم.

در کتاب اعمال رسولان، فصل دوم از آیه۱۵ نخستین موعظه ی پطرس موعظه ی مرگ و قیام عیسی ست. “خدا همین عیسی را برخیزانید و ما همگی شاهد بر آنیم.”

این نخستین پیامی است که در کلیسا موعظه شد و تمام پیروان عیسی این خبر خوش را اعلام کردند. اصلا خبر خوش همین بود”عیسی زنده است” . این باور یک اقلیت در دنیای مسیحیت امروز نیست بلکه بنیادی ترین پیام پیروان مسیح از نخستین روز بوده تا امروز.

بسیاری از افراد در طول تاریخ بشر ادعاهای بزرگی کرده اند اما همه ی آنها در قبر هستند بغیر از عیسی مسیح که قبر او خالیست.

چند نکته تاریخی پیرامون حقانیت رستاخیز مسیح:

اول قرنتیان باب۱۵از آیه۱ : «انجیلی را که به شما بشارت داده ام به یادتان بیاورم.» پولس در این نامه به سفر نخست خود به شهر قرنتس در حدود سال۵۰-۵۱ میلادی اشاره میکند که چند سال پیش از نوشتن این رساله انجام داده بود و در آن سفر زنده شدن عیسی را به آنان بشارت و تعلیم داده بود.

نکته اول: اینکه مسیح مُرد و دفن شد یک حقیقت تاریخی است. بسیاری از محققین و تاریخ نویسان به این نتیجه رسیده اند که یکی از حقایق تاریخ باستان اینست که عیسی ناصری در امپراطوری رُم باستان مصلوب شد، مُرد و در قبر دفن شد. آنچه که اصلا در قرآن انکار شده است

نکته دوم: اینکه در روز سوم قبر خالی بود. حتی دشمنان عیسی هم چون نمی توانستند حقیقت خالی بودن قبر عیسی را انکار کنند به پراکندن این شایعه دست زدند که شاگردان عیسی جسد او را دزدیده و بردند! در همان شهری که عیسی مصلوب شد و دفن شد، نهضت مسیحیت با این پیام آغاز شد که این مَرد مصلوب شد، زنده شد و ما شاهدان آن هستیم، نه در شهری دیگر و ده ها سال بعد از آن واقعه

نکته سوم: پیروان مسیح باور داشتند که مسیح زنده را دیده اند و این را به دنیا اعلام کردند. در متن قرنتیان میبینیم که مسیح بارها و بارها در موقعیت های مختلف به افراد مختلف و در جمعیت های مختلف ظاهر می شود، حتی به مخالفان و دشمنانش و زنان که حتی رأی و شهادت آنها در جامعه آن زمان اعتباری نداشت. او خودش را به زن و مرد، به فرد و به جمع، به پیرو و به دشمن ظاهر میکند

پیام مرکزی مسیحیت و خبر خوش انجیل از نخستین روز شکل گیری کلیسا این بوده که عیسی مصلوب شد، مُرد و روز سوم از مردگان برخاست و بسیاری از شاگردان زندگی خود را برای این حقیقت دادند.