این امید

بدون خوراک انسان می‌تواند مدتی زنده بماند، حتی بدون آب می‌تواند چند روزی دوام بیاورد اما بدون امید نمی‌توان حتی یک قدم هم به پیش رفت

در این دنیا هر موجود زنده‌ای به امید چیزی به حیات خود ادامه می‌دهد. در چنین وضعیتی که هریک از ما شدیدا نیازمند امید هستیم، در کتاب رومیان باب پنجم صحبت از امیدی می‌شود که ظاهرا متفاوت از آن چیزی‌ست که در حالت معمولی آن‌را بعنوان امید می‌شناسیم

کلام خدا در اینجا این امید را اینگونه به ما معرفی می‌کند: …. زیرا می‌دانیم که سختی‌ها بردباری به بار می‌آورد، بردباری شخصیت را می‌سازد و شخصیت سبب امید می‌گردد و این امید به سرافکندگی ما نمی‌انجامد زیرا محبت خدا به وسیله‌ی روح‌القدس در دل‌های ما ریخته شده است.

اما وقتی می‌گوید «این امید» به این معنی‌ست که حتما امید دیگری هم وجود دارد و در اینجا پولس دارد آن‌ها را از هم متمایز می‌کند. اما خصوصیات آن امید دیگر چیست:

نخست اینکه آن امید بر انسان‌ها بنا شده است، متکی به انسان‌هاست

دوم اینکه امیدی‌ست که به من بستگی دارد، به دانش، قدرت، امکانات، تحصیلات و … من

سوم اینکه به اوضاع و شرایط بستگی دارد و با تغییر شرایط دستخوش تغییر می‌شود

اما خصوصیات امیدی که پولس از آن صحبت می‌کند چیست:

این امید از دل رنج و سختی متولد می‌شود و رشد می‌کند. اما آنچه در اینجا اهمیت دارد، نوع مواجهه‌ی ما با رنج و سختی هست چرا که همیشه رنج برای همه امید به بار نمی‌آورد

همچنین سختی‌ها بردباری به بار می‌آورد. بردباری انتخابِ برخاسته از محبتِ ماست در برابر رنج و سختی. و هرقدر بردباری ما افزایش پیدا می‌کند به همان میزان امید ما مستحکم‌تر می‌شود.

وقتی این امید از سختی‌ها عبور کرده، بردباری به همراه آورده، نهایتا بخشی از وجود ما می‌شود و به این ترتیب شخصیت ما را بنا می‌کند. دیگر نیاز نیست تظاهر یا تلاش کنیم تا امید داشته باشیم بلکه خودبخود جزوی از وجود ما می‌شود

و هنگامیکه این امید بخشی از وجود و شخصیت ما می‌شود، دیگر کار برای شیطان، شرایط و انسان‌ها خیلی دشوار می‌شود که بخواهند ما را در چنگال نا امیدی نگاه دارند!

همانطور که خدا سعی نمی کند محبت کند بلکه ذات او محبت است، امید نیزجزوی از ذات ما می‌شود.

این امید به سرافکندگی ما نمی‌انجامد، نه هر امیدی، بلکه این امید که شرح آن در اینجا آمده است. زیرا محبت خدا در دل‌های ما به وسیله‌ی روح القدس ریخته شده است.