شریک شدن در طبیعت الهی

هر یک از ما مسیحیان ممکن است تعاریف مختلفی از نجات داشته باشیم. شاید برخی از ما آن را تنها آمرزش گناهان و مصالحه با خدا می‌دانند، برخی رفتن به آسمان و بودن با خدا تا ابدیت می‌دانند، برخی دیگر ممکن است نجات را در همراهی خدا با ایشان در این دنیا و آرامش در حضور او بدانند. البته همه‌ی این ابعاد به یک معنا در نجات مسیحی موجود است اما نجات مسیحی در واقع بسیار فراتر از این موارد است و تصویری که خدا از نجات در کلام خود می‌دهد بسیار پرجلال‌تر از تجربیات بشری هر یک ماست

که در مورد نجات خود تعریف می‌کنیم

رساله دوم پطرس۲:۱ درمورد معنای نجات صبت می‌کند

پطرس در اینجا تأکید می‌کند که ما شریک طبیعت الهی شده ایم. خدا ما را به شراکت در طبیعت خود فراخوانده. انسان سقوط کرده ای که اسیر گناه است، در مسیح خدا او را دعوت می‌کند تا وارد مشارکت زنده با او شده و نتیجه‌ی این مشارکت زنده با خدای زنده این است که ما شریک طبیعت خدا می‌شویم

در مذاهب دیگر بعنوان نمونه، بودائیسم، می‌بینیم که انسان تلاش می‌کند تا به یک اتحادی با معبود خود برسد اما در مسیحیت این خود خدا هست که به سراغ انسان می‌آید و در عیسی مسیح نجات را به ارمغان می‌آورد که نتیجه‌ی این نجات شراکت در طبیعت خدا خواهد بود

اما چگونه این اتفاق می‌افتد؟ چگونه ما شریک در طبیعت الهی می‌شویم؟

برای دریافتن آن به متون کتاب مقدس باید مراجعه کنیم از جمله رساله به کولسیان۱۰:۳

ما در ارتباط با خدا او را به واسطه‌ی کلام و روحش که در ما ساکن است می‌شناسیم و نتیجه‌ی این شناخت تبدیل شدن است، تا به شباهت او در بیاییم

دوم قرنتیان۱۸:۳ در نجات مسیحی ما این امکان را پیدا کرده ایم که جلال خدا را بنگریم، در این نگریستن هم تبدیل وجود دارد.همانگونه که موسی در حضور خدا بود و به جلال خدا می نگریست و صورت او آغاز می‌کند به درخشیدن و تبدیل شدن. واژه‌ای که در یونانی در اینجا برای تبدیل به کار رفته به معنای دگرگونی و دگردیسی و تحول عمیق است. در ذات و طبیعت و وجود ما دگرگونی عمیقی حاصل می‌شود و این تبدیل مسلتزم این است که به جلال خدا بنگریم

همچنین در افسسیان باب۳ پولس ایمانداران را تشویق به شناخت محبت مسیح که فوق از معرفت است می‌کند. روح‌القدس قدرت شناخت این محبتِ فرای درک انسانی را اعطا می‌کند

در الهیات کلیسای ارتدوکس شرق مفهومی وجود دارد با عنوان خداوارگی، به این معنی که مسیح با انسان شدنش این شرایط را بوجود آورد که انسان سقوط کرده بتواند شریک طبیعت الهی شود و در مشارکت با خدا تبدیلی در او صورت بگیرد که آن را فرایند خداوارِگی نامیدند

خدا به انسان اجازه می‌دهد که بخشی از جلال الهی را بچشد و به آن نزدیک شود و آن را بشناسد و در نتیجه‌ی همه ی این ها، در او تبدیل صورت گیرد