جان تشنه

شاید مسیری که این روزها در زندگی‌مان می‌پیماییم، راهی تنگ، تاریک و ناهموار و سرشار از پستی و بلندی‌هاست، اما کلام خدا پیش از آنکه ما بخواهیم آه بکشیم می‌داند که دنیای ما تا چه اندازه تاریک و سخت است. بنابراین خداوند با هدایت روح‌القدس در عین همه‌ی این سختی‌ها ما را به جمیع راستی هدایت می‌کند

اما وقتی به درون خود یعنی به افکار، قلب، رویاها و آرزوهای خود نگاهی بیندازیم درمیابیم که مجموع همه‌ی اینها «جان» را تشکیل می‌دهد که این جانِ ما برایمان تصمیم می‌گیرد. و این ما هستیم که باید دقت داشته باشیم که کنترل و فرمان زندگی‌مان را دست چه کسی می‌سپاریم. برای این منظظور باید بتوانیم این «جان» را بخوبی بشناسیم بنابراین به بررسی دو نوع جان می‌پردازیم:

مزمور ۴۲ این دو را به ما معرفی می‌کند. نخستین آن: همچنان که آهو برای نهرهای آب اشتیاق دارد، جان من ای خداوند اشتیاق شدید برای تو دارد. جان من تشنه‌ی خداست…

ممکن است امروز این پرسش برای ما مطرح باشد که پس این خدا کجاست؟ اما آیا پرسش مهم این است که خدا کجاست، یا اینکه ما کجاییم؟ ما کجای کار ایستاده‌ایم؟

در اینجا مزمور نویس جانی تشنه را به ما معرفی می‌کند، جانی که تشنه‌ی خداست.

و دیگری جانی که منحنی‌ و پریشان است.

بسیاری از ما در مسیر زندگی منحنی می‌شویم، خمیده و فرسوده می‌شویم

آهوی تشنه به طرف آب می‌رود و در واقع انتخابی‌ست برای او بین مرگ و زندگی. برای ما نیز شوق زندگی و تشنگی زندگی می‌تواند انتخابی میان بودن یا نبودن باشد و همین تشنگی‌ست که در ما انگیزه و حرکت و شوق ایجاد می‌کند

ما باید از خود بپرسیم، برای رویاها و برنامه‌هایی که داریم چقدر تشنه‌ایم؟ آیا یک جان تشنه هستیم همچون آهویی که تشنه است و به سوی چشمه می‌دود و با خطرهای آن هم روبرو می‌شود؟ آهو اجازه نمی‌دهد که خطر رویارویی با گرگ و تمساح و دیگر خطرها جلودار رفتنش به سوی چشمه شود، ما نیز باید هوشیار باشیم که آتش فروزانِ درون ما به راحتی با بادها و خطرها خاموش نشود و ترس رویارویی با خطرها ما را از حرکت باز ندارد

انجیل لوقا۱۰:۱۳ به ما زنی را معرفی می‌کند که پس از سال‌های بسیار که منحنی شده بود و نمی‌توانست راست بایستد، پس از آنکه عیسی او را لمس کرد و شفا داد بلافاصله راست شد و ایستاد

اما قدم نخست این است که ما ابتدا تصمیم بگیریم، گام برداریم و بعد اجازه بدهیم تا عیسی مسیح جانِ منحنی ما را راست بگرداند